شب های سرگشتگی

خرید بک لینک
ای خدا این خانه را با خنده بنیانش بکن

یا بگیر این جان من این بار پایانش بکن

آتشی افتاده بر دل ای خدایِ مهربان

درد جانسوزی که دارم را نمایانش بکن

من بریدم در نبودش سوختم در حسرت

مثل من کن حال او را زخم بر جانش بکن

آنقدر داغم که هستم بی خبر،از حال خود

در خیالم با هزاران درد پنهانش بکن

عاقبت دیدی که رسوا شد دلم با حال زار

هرکجا او هست با حالم تو همسانش بکن
سرگشته

شب های سرگشتگی...

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 204 تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 1:38

نصف شب شد یاد چشمت کرده نابودم ببین

همنشینم با خیالت باز با قلیان پر دودم ببین

کاش من هم سهمی از آغوش گرمت داشتم

بی وفا مُردم بیا امشب تو کمبودم ببین

می چکد از گونه ام همپای باران اشک غم

سیل جاری شد،از آن چشمان چون رودم ببین

دل سپردم نزد بانکِ چشم تب دارت ولی

هیچ سودی من نبردم کارِ بی سودم ببین

خشک شد،از سوز سرما شاخه ی امیدِ دل

سال ها بی فایده من منتظر بودم ببین
سرگشته

شب های سرگشتگی...

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: ببین tv,ببین و بپز,ببین اصلا حواسم نیست,ببینک,ببین چقدر تغییر,ببینیم تا اسب اسفندیار,ببینی, شاهانی,ببین تمام من شدی,ببین کاراتو,ببینید, نویسنده: بازدید: 228 تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 1:38

قدُ بالای تو چی دار چنارِ تیلوم

غمه دنیای که ری مازه سوارِ تیلوم

پس مرگُم وَ چه ری باز سراغی بِگِری

همه رو تش منه زنده ی مُو وِ کارِ تیلوم

سَرِ زنده یمه بِوین خَش منه دل جا نَگرو

دلِ بی صاحب موُ داغ تو دارِ تیلوم

تیلوم سو نَگرو جونِ دو تا مون بخدا

چه بِگوم تا شُو وُ رو حالت زارِ تیلوم

غمه دل دارم و دل جا نِگرو تا که نگه

نفسُم هر دو تَیَم کوره وُ خوارِ تیلوم
سرگشته

شب های سرگشتگی...

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: تریکوتیلومانیا, نویسنده: بازدید: 221 تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 1:38

فریاد...بر جانم قسم دردم که پیداست

جانم...نباشی مرگ هم بر من گواراست

رفتی ببین دیگر کسی این جا نمانده

هر شب بساطی از غمت در خانه برپاست

آخر مرا دیوانه کردی با خیالت

تا وعده یِ دیدارمان امروز و فرداست

دردی درونِ سینه ام جامانده از تو

دیدی نصیبم،از تو هرشب کذب و حاشاست

دنیا فغان آمد از این شب زنده داری

کافر ببین...چشمان من همتای دریاست
سرگشته

شب های سرگشتگی...

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: پیداست از وجناتم,پیداست و من پنهان,پیداست از زانوی تو,پیداست از وجناتم مقدم,پیداست هنوز شقایق نشدی,پیداست هنوز عاشق نشدی,پیداست از گلاب سرشکم,عاشقی پیداست, نویسنده: بازدید: 261 تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 1:38

تا عشق امروزی فقط "ماشین" و "ویلاست"

بعد از شکست عاشقی هیهاست هیهاست

دیشب یکی از دوستان می گفت با خود

گم کرد خود را هر که این جا غرق دنیاست

ای داد از این"رل" زدن ها در مجازی

غم بعد از این " این رل" زدن ها هم هویداست

بی پول باید عشق را از سر کند دور

با پول عشق و عاشقی زیبای زیباست

قلبِ من از شهر و دیارم زخم خورده

شهری که دارد بی وفا اینجاست اینجاست

سرگشته

شب های سرگشتگی...

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: اینجاست یار گمشده,اینجاست داروخانه تضمینی عالم,اینجاست دراژه,اینجاست پیتزا,اینجاست فود,اینجاست فست فود,اینجاست آرامش,خدا اینجاست,زندگی اینجاست,بازی اینجاستیس, نویسنده: بازدید: 198 تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 1:38

برگرد حالم بی تو هر شب حال شیداست

پاییز هم آمد بیا فصلِ مداراست

دلدادگی هایم مرا بیچاره کرده

"آن جا که دل باید به دریا زد همین جاست"

حتی ستارهِ آسمان دیگر ندارد

اینقدر از دوری نگو دل غرق رویاست

خُلقت ببین همتای آن چنگیز بوده

از حال من اخلاق بدخویت هویداست

از چشم جادویت وفا هرگز ندیدم

دیدم که آخر قلب من تنهای تنهاست
سرگشته

شب های سرگشتگی...

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 208 تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 1:38

تو رفتی من هنوزم عاشقت هستم چه دردی بدتر از این است

تو سرخوش می روی اما دلم را هم نمی بینی که غمگین است

صدایم در نمی آید دگر حالی ندارم تا بگویم که

رفاقت مرد حالا هم به این دنیا دلم بد بین بد بین است
سرگشته

شب های سرگشتگی...

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: چه دردیست در میان جمع بودن,چه دردیست سیاوش,چه دردیست در میان جمع,چه دردیست در میان,چه دردی داره دلتنگی,چه دردی است,چه دردیست قمیشی,چه دردی است در میان,چه دردی قلبی است, نویسنده: بازدید: 212 تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 1:37

تا گرفتم دست خود آیینه را دنیا سرم،آوار شدای دریغا در نبودت،این دلم از چهره ام بیزار شدیاد دارم چون زلیخا تا گرفت آیینه را در دست خوددست و پا گم کرد...با زاری نمی دانم چرا بیمار شددست لرزان...چهره ام،افسرده...اما شوق دیدارت هنوزمی کشد صد شعله در من چون غمت در جان و دل بسیار شددر پی ات من می دویدم چون زلیخا در پیِ آن یوسفشبعد از آن دوری که کردی درد من با رفتنت تکرار شدعشق یک سر درد دارد می کند دیوانه ات،از عاشقیپیش رویش ناله ها داد این دلم،از دوری اش هم خوار شد.... سرگشته شب های سرگشتگی...

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: آینه,آینه ممنوع,آینه های روبرو,آینه کاری,آینه و شمعدان,آینه های نشکن,آینه و شمعدان نقره,آینه دستشویی,آینه فرهاد,آینه و شمعدان عروس, نویسنده: بازدید: 230 تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 1:37

بیش از این ها جان من اینقدر وسواسم نکن

روی اسمِ یک نفر اینقدر حساسم نکن

تا تو را می بینمت دل می رود از دست من

نازنینم خنده بر دریای احساسم نکن

دانه بودم در کویرت سر برآوردم شبی

بی مُرُوَّت مثل گندم طعمه یِ داسم نکن

من شنا کردن بلد هم نیستم ای جان من

می شوم غرقت شبی بیهوده غواصم نکن

چون شدم رسوا بیا امشب نظر بر من فکن

بیش از این ها نُقل در هر عام و هر خاصم نکن
سرگشته

شب های سرگشتگی...

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 233 تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 1:37

قلب من امشب بگو قلیان قاجاری بس است

می شود با سیب و نعنا زخم ها کاری بس است

من خودم صد زخم دارم نارفیقی دیده ام

پشت هم قلیان عوض کردن به این خواری بس است

سال ها تب کرده ای،دیدی؟نمی آید پزشک

بگذر از ،این خاطراتش باز بیماری بس است

سرفه هایت گوش دنیا را فغان آورده پس

دود قلیان تا سحر با حال بیداری بس است

دل به دستِ کی سپردی دست یک چنگیز خو؟

بی مُرُوَّت ناله از تیمور تاتاری بس است

شب های سرگشتگی...

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 329 تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 20:52

صفحه بندی